داشت. نامهاي به لويي دهم (شاه 1314 ـ 1316) نوشت و به او وعده داد بيايد و همراهش با فلاندريان بجنگد! در سال 1319 در ژوانويل وفات يافت.
ژوانويل متعلق به سدهٴ سيزدهم است، ولي اگر در سن 76 سالگي در پايان اين قرن ميمرد، شايد كسي بعداً به او توجهي نميكرد، چون اثر معروفش
خاطرات يا تاريخ سن لويي، در سدهٴ چهاردهم، يعني در اكتبر 1309 تأليف شد. احتمال دارد بهزودي پس از مرگ سن لويي درصدد تنظيم خاطرات خودش برآمده و مدتي بعد به درخواست ملكه ژان آنها را تحرير كرده است. در زمان مرگ ملكه در سال 1305 هنوز
خاطرات تكميل نشده بود و او آنها را در سال 1309 به پسر وي لويي دهم تقديم كرد.
خاطرات اندكي مغشوش و تكراري است، ولي با توجه به اين كه موٴلف مرد سالخوردهاي بوده كه خاطرات جوانياش را حكايت ميكند، اين موضوع موجب شگفتي نيست؛ بيشك، او اغلب مطالبي را روايت ميكرد كه بيش از نيم قرن پيش روي داده بود. ولي آنها بسيار باارزشاند، زيرا موٴلف مشاهدهكنندهاي خوب، بسيار باهوش وزيرك بود، كه ميتوانست در لحظهٴ ضرورت عمل كند و در عين حال جوان و خيالپرداز بود. خاطرات او در سه بخش است: 1) ((لويي)) منش و اوايل زندگياش؛ 2) ماجراهايش در مصر و شام؛ 3) رويدادهاي بعدي زندگي او. بخش دوم از همه مفصلتر است و در واقع، اين كتاب به شرح جنگ صليبي ششم پرداخته و زندگينامهٴ شاه خوب سن لويي1 را عرضه كرده، ولي در عين حال تا حدود زيادي زندگينامهٴ موٴلف كتاب هم داده شده است. آنطور كه ژوانويل تصوير كرده، لويي شاهي بزرگ و يك قديس بود و در عين حال بسيار انسان، و نه از قديساني كه در كتابهاي تذكرةالاوليا توصيفشان ميكنند. در ضمن، سن لويي در سال 1297 تقديس شد و ژوانويل خود در آن مراسم حضور داشت. در ميان توصيفها و مشاهدههاي فراوان ژوانويل نخست ميتوان به توصيف اسكوربوت2 (بيماري ناشي از كمبود ويتامين ث) اشاره كرد، نيل از بهشت زميني سرچشمه ميگيرد و طغيانهاي سالانهٴ آن، اعراب بدوي، تاتارها و غيره.
همچنين ذكر غيرقابل اشتباهي دارد از سنگوارهٴ ماهيان، كه برخيشان را وقتي سن لويي در
سال 1253 در صيدا بوده به او نشان دادهاند. اين نخستين اشاره به سنگوارهٴ
ماهيان در ادبيات